مراسم خاستگاری تموم شد و بعد از آورد پیش حلقه قرار شده چندروز بعد بله برون و مراسمات و ازمایش بازی و...
این یک سطر خلاصه اتفاقات پراسترس و البته شیرینی بود که رخ داد.
دوسدارم لحظه به لحظه شو ثبت کنم در وبم تا برا بعدنا داشته باشمش
اما الان اصلا فرصتشو ندارم باید پروپوزالمو بنویسم اونم در مدت ضرب العجل دووهفته ای استادم
الان تازه میخام بگردم دنبال منابع و ...
وقتی داشتم از دانشگاه یومدم اصلا انتظار نداشتم همه ی این اتفاقات بیفته با این سرعت و یکی بیاد تو زندگیم و بشه همراهم
هرچند یه سای طول کشیدده و همچنیم سریع نبود...خخخخخ
خدای من تو چقدر همه چی رو دقیقا سر خط ردیف می کنی و خدایی کردنو چقدر خوب بلدی
من بابت تمام این اتفاقات ازت ممنونم و خواهش می کنم ازین جا به بعدم خودت به بهترین شکل ردیف کن
برچسب:
نویسنده: کامیار حیدری